عنوان: از کنترل و فرماندهی به مدیریت اکوسیستم سازگار جمعه 15 اسفند 1393
پیش از این تخریب منابع طبیعی به این ذهنیت بود که منابع نامحدود هستند. زمانی که تراکم جمعیتی ارتباط کمی با منابع پایه موجود دارد، انگیزه کمی برای مراقبت از آنها وجود دارد و یا در رابطه با پایداری طولانی مدت آنها نگرانی وجود دارد. مردم به راحتی بهره کشی بیش از حد را یاد می گیرند.
با این حال، بهره کشی از منابع طبیعی به حالت کلی آسان است و به نظر می رسد با فقدان خودداری همراه شده است. در این مرحله، ما می بایست از منابع به شیوه ای پایدار استفاده نماییم و مدیریت پایدار را به منصه ظهور درآوریم. با وجود تحقیقات و بررسی ها، انسان ها همچنان تمام هوش خود را به کار می گیرند تا منابع بیشتری را در مدت کوتاه تر به دست بیاورند. به واسطه در اختیار داشتن فناوری ها، انسان ها مدت زمان در اختیار داشتن منابع را بدون مدیریت کردن آنها کاهش داده اند.
استفاده بیش از حد از منابع بخشی به خاطر استفاده از فناوری های هوشمندانه برای دستکاری طبیعت به منظوری خاص بیشتر از درک محدودیت های طبیعی و استفاده مسئولانه است. این رویکرد برای حل مشکل اغلب با نام کنترل و فرماندهی شناخته می شود، که در آن کنترل دقیق رویدادها و پیامدها قابل پیش بینی و امکان پذیر است. امری که کشور ما در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی از آن رنج می برد. فرماندهی به معنی داشتن اختیار یا صلاحیت نسبت به منابع است (که انسان ها را نیز شامل می گردد) به شیوه ای که یک خروجی خاص را فراهم می سازد. کنترل به معنی دستکاری، مدیریت، اداره کردن و یا قانون گذاری برای شرایطی خاص است، که به ارزیابی شرایط حال حاضر می پردازد و تفاوت های حال حاضر را با شرایط مطلوب می سنجد و اقداماتی را برای رساندن وضع حاضر به وضع مطلوب انجام می دهد. فرماندهی تنها زمانی وجود دارد که کنترل وجود داشته باشد.
کنترل و فرماندهی موفق زمانی محقق می گردد که درک درستی در رابطه با سیستم وجود داشته باشد و پیش بینی بالایی از رفتار آن سیستم محقق باشد(به عنوان مثال، توانایی کنترل جریان الکتریسیته در سیم ها و ارتباطات میان آنها). زمانی که رویکرد کنترل و فرماندهی برای مسائلی مانند سیم کشی ساختمان، هدایت هواپیما برای فرود امن، و یا ساخت یک پل بر روی رودخانه مورد استفاده قرار میگیرد، تا حد زیادی موثر است. در حقیقت ما در چنین شرایطی نیازمند رویکرد کنترل و فرماندهی هستیم. با این حال، زمانی که رویکرد کنترل و فرماندهی برای مدیریت منابع طبیعی به کار گرفته می شود – که در آن هدف مهار، کنترل و یا تغییر طبیعت است- در اغلب موارد با شکست روبرو می شود. چرا؟
پس زمینه موفقیت کنترل و فرماندهی مجموعه ای از توقعات است، یعنی اینکه راه حل مناسب و آسان است و در بعد زمانی و مکانی به کار خواهد آمد. علاوه بر این، یک سری پیش فرض های ضمنی نیز وجود دارد، مشکل به خوبی از جوانب مختلف بررسی شده است، به خوبی تعریف شده، نسبتاً آسان است و اغلب به صورت خطی به دستکاری های انسان پاسخ می دهد، و بدون اینکه عوامل خارجی دخیل باشند قابل پیش بینی است. ما این توقعات و پیش فرض ها را در عالم فیزیک و مهندسی به کار می گیریم و همیشه نیز ما درست عمل کرده ایم. با این حال، چنین شرایطی هیچ گاه در سیستم های اکولوژیک طبیعی برقرار نیست چراکه دارای پیچیدگی های بیش از حد و همراه با عدم قطعیت است.
چرا کنترل و فرماندهی با شکست مواجه می شود؟ به خاطر اینکه سیستم های طبیعی از پیش فرض های ضروری برای کنترل و فرماندهی تبعیت نمی کنند، اکوسیستم های طبیعی واضح تعریف نمی شوند، آنها در واقع ساده نیستند، پاسخ به دستکاری در آنها در اغلب موارد به صورت غیرخطی است، اما دارای آستانه هستند، و در آنها پیامدهای غیرقابل پیش بینی و عدم قطعیت وجود دارد. چنین سیستم های پیچیده ای از رویکرد کنترل و فرماندهی طبیعت نخواهند کرد. بنابراین، انتظارات و توقعاتی که از آنها داریم برآورده نمی شود، و مدیریت در آنها به این شیوه با شکست روبرو خواهد شد.