• 0
  • 0

عنوان: همایش مردم برای احیای زاینده رود دوشنبه 4 اسفند 1393

ارسال کننده: سیما آرین
 مشکلات حوضه زاینده رود

رشد فزاینده توسعه و در پی آن نیازهای روزافزون بشر به منابع طبیعی و از جمله مهم ترین آن ها، منابع آب، باعث عدم تعادل بین عرضه و تقاضای آب به خصوص در مناطق خشک و نیمه خشک شده است. این ناپایداری ها همراه با نوسانات اقلیمی مشتمل بر کاهش بارش ها و افزایش دما تشدید شده است. آن چه شدت آسیب پذیری این تغییرات را دو چندان نموده است، عدم آمادگی، برنامه ریزی و مدیریت جامع در مواجه با آن بوده است.

استان اصفهان و به ویژه حوضه آبریز زاینده رود که بخش استراتژیک آن را به لحاظ وجود منابع آب، تمرکز جمعیت، صنعت و کشاورزی و همچنین فرهنگ و تاریخ و جاذبه های زیست محیطی تشکیل می دهد و از طرفی تنها رودخانه دائمی فلات مرکزی در آن جاری بوده، اکنون دچار تنش آبی تمام عیار است که نه تنها مصرف کنندگان آب از جمله شرب، صنعت و کشاورزی را به طور جدی تهدیدی و در مناطقی نابود نموده است، بلکه در راس آن پایداری اکولوژیکی رودخانه و تالاب بین المللی گاوخونی را نشانه رفته است. خشک شدن زاینده رود و تالاب بین المللی گاوخونی فاجعه زیست محیطی ملی و جهانی است که بخشی از آن ناشی از نوسانات  اقلیمی است و دلایل عمده دیگر آن بارگذاری بیش از حد ملی و همچنین گسسته سازی مدیریت حوضه آبریز زاینده رود از حالت یکپارچگی آن است.

کاهش میانگین حجم آورد سالانه رودخانه از 1750 

میلیون متر مکعب در دهه 70 به 1300 میلیون مترمکعب در دهه 80 و نهایتاً به کمتر از 1000 میلیون مترمکعب در طی 5 سال گذشته، باعث گردیده که برداشت های بی رویه از منابع آب زیرزمینی در این دوره منجر به کاهش 2500 میلیون متر  مکعبی از ذخیره استاتیک و غیرقابل احیای آب های زیرزمینی گردد و به دنبال آن نابودی کشاورزی و باغات با قدمت چندین صد ساله در پهنه های وسیعی از حوضه که از پایین دست رودخانه آغاز و درحال پیشرفت به میانه حوضه و در مواردی به بالادست رودخانه گردد.

در این میان بارگذاری های ملی نظیر صنایع مادر آهن و فولاد، سیمان، پالایشگاهی، شیمیایی، پتروشیمی نیروگاهی و نظامی در این عرصه، با موقعیت جغرافیایی استراتژیک، باعث شده که شدت تنش آبی به بیشترین مقدار خود برسد. استان اصفهان با دارا بودن 6 درصد مساحت و جمعیت کشور، تنها 3 درصد فرآورده های نفتی، 12 درصد سیمان، 5/8 درصد برق کشور و عمده تجهیزات نظامی و هسته ای کشور را تولید می نماید. این آمار موید این مطلب است که آب مصرفی در این منطقه به طور فزاینده با تولید محصولات صنعتی به خارج از حوضه منتقل شده و صد البته تنها آلودگی این صنایع برای مردم و نسل های آتی این بخش از کشور به ارمغان می ماند. ذکر این نکته لازم است که حتی نیروی کار اینگونه صنایع و نقش اشتغال زایی آن ها فرا استانی بوده و عمدتاً باعث مهاجرپذیری مناطق مجاور شده است که این خود به طور مضاعف باعث افزایش نیاز به آب می گردد. پیچیدگی مسئله با مرزبندی مدیریت منابع آب از مرزهای طبیعی تقسیم آب، یعنی حوضه های آبریز، به مرزهای سیاسی استانی بیشتر گردید، که در پی آن صدور مجوزهای برداشت و پمپاژهای چندصدمتری آب در بالادست سد و رودخانه زاینده رود را به همراه داشت. طبیعی است با گسسته سازی مدیریت رودخانه برداشت های غیرمجاز به طور فزاینده ای افزایش یابد و آب در چرخه آبی پایین دست چندین بار در تلفیق با منابع آب زیرزمینی استفاده می شد و اراضی مستعد و هموار دارای سابقه  کشت چندین صدساله را به طور ثقلی آبیاری می نمود و جز حق آبه های طومار شیخ بهایی و در سند ازدواج جوانان منطقه نقش می بست، دیگر از دسترس خارج و منطقه دچار خشکی و فقر کامل گردد. در عوض در مناطق با استعداد پایین کشاورزی به لحاظ پوشش خاک و شرایط اقلیمی و نیز با صرف انرژی برق و پمپاژهای چندصدمتری،محصولات باغی غیراستراتژیک نظیر هلو، بادام و گردو تولید و جایگزین محصولات استراتژیک نظیر گندم، جو و علوفه دامی که به طور ثقلی آبیاری می شدند گردد.مباحث عدم رعایت حقوق حق آبه داران، تبعات اجتماعی ناشی از مهاجرت ها، خشک شدن رودخانه زاینده رود و تالاب گاوخونی، پیشروی کویر و ایجاد گرد و غبار از جمله پیامدهای اولیه ناشی از مدیریت گسسته بر رودخانه است. اکنون عمق فاجعه از جنبه های زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و امنیت غذایی عبور کرده و تامین آب شرب حداقل 5 میلیون نفر در فلات مرکزی ایران را هدف گرفته است که به دنبال خود سلامت و بهداشت اولیه این ساکنین به مخاطره افتاده است. امروز در مخزن سد زاینده رود کمتر از 150 میلیون مترمکعب آب و رسوب ذخیره است و این در حالی است که مجموع حجم ذخیره در مخازن دیگر کشور حدود 20 میلیارد متر مکعب است.

مهمترین شاخص بحران آب در این منطقه که همان سرانه سالیانه آب است به کمتر از 700 مترمکعب در سال رسیده که کمتر از 70 درصد مرز تنش آب یعنی 1000 مترمکعب است. این درحالی است که در حوضه های مجاور و در حاشیه زاگرس مرکزی این رقم حدود 7000 مترمکعب یعنی 7 برابر مرز تنش آب و 10 برابر سرانه موجود در حوضه زاینده رود است.

لذا در صورت عدم نگاه جامع به این منطقه مرکزی کشور در جهت مدیریت یکپارچه منابع آب، قطع تخصیص های غیرکارشناسی، جلوگیری از بارگذاری های بیش از توان اکولوژیکی و از طرف دیگر اعمال مدیریت مصرف و در نهایت انتقال آب بین حوضه ای در جهت تعادل بخشی به مصارف بیش از منابع آب، بایستی نظاره گر یک فاجعه تمام عیار زیست محیطی و اجتماعی در سطح ملی و جهانی باشیم، که متاسفانه طلیعه های آن در طی سالهای اخیر مشاهده شده است.

مباحث فوق در بیست و یکمین صورت جلسه کمیته آب ذیل کمییون کشاورزی و صنایع تبدیلی به شماره 4304/ص92 مورخ 06/08/1392 به تصویب رسیده است. راهکارهای احیای زاینده رود

با عنایت به مشکلات پیش آمده و پیش رو در رابطه با خشکی رودخانه زاینده رود و نیز اکوسیستم تالاب بین المللی گاوخونی، راهکارهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت زیر جهت احیای این رودخانه و تالاب گاوخونی پیشنهاد می گردد:

الف – راهکارهای کوتاه مدت:

· برنامه ریزی در جهت مدیریت یکپارچه منابع آب در کل حوضه آبریز زاینده رود و تلاش در جهت لغو قانون استانی شدن مدیریت استانی توسط نمایندگان مجلس

· جلوگیری از هرگونه تخصیص جدید به انواع مصارف صنعت و کشاورزی و انتقال آب به خارج حوضه

· تجدید نظر در تخصیص های آب در بالادست سد زاینده رود و نیز بالادست رودخانه که هنوز اجرایی نشده است.

· توقف کامل طرح های برداشت و پمپاژ آب در بالادست زاینده رود که به طور غیرمجاز برداشت می نمایند.

· رعایت کامل حق­آبه ها بر اساس قوانین شرع مقدس،اسناد موجود و قوانین توزیع عادلانه آب

· ساخت سر دهنه های انهار سنتی و کنترل برداشتها

· سامان دهی رودخانه زاینده­رود و حذف موانع و بندهای غیرقانونی در سرتاسر مسیر آن

· پیگیری اقدامات کوتاه مدت مدیریت مصرف برای انواع بخشهای شرب، کشاورزی و صنعت

· ارائه برنامه آموزشی و ترویجی مدیریت مصرف در

بخش های مختلف توسط رسانه ملی و جراید

·  برنامه ریزی برای توزیع عادلانه آب در سال های خشک بر اساس اولویت مصرف در کل حوضه اعم از بالادست، مناطق میانی و پایین دست حوضه

ب- راهکارهای میان مدت:

· تکمیل طرح های در دست اجرای انتقال بین حوضهای آب به منظور جبران کمبود نیازهای آبی حوضه

· برنامه ریزی برای جلوگیری از خروج آب از مرزهای استان و مهار آنها و انتقال به نقاط مصرف در داخل حوضه زلینده رود

· اصلاح شبکه های آبیاری موجود برای جلوگیری از هدر رفتن آب

· مجهز نمودن کلیه چاه های برداشت آب به کنتور هوشمند

· پیگیری اجرای قانون حق­آبه داران و رعایت کامل قوانین توزیع عادلانه آب

· اصلاح فرآیندهای تصفیه خانه های فاضلاب در جهت استفاده پساب ها بویژه در بخش صنعت

· اجرای اقدامات میان مدت مدیریت مصرف آب در بخشهای مختلف شرب، کشاورزی و صنعت

· تشکیل شورای عالی آب حوضه آبریز زاینده رود  (پارلمان آب) با حضور استانداران، نمایندکان وزارت نیرو، نمایندگان مجلس، نمایندگان بهره برداران و متخصصین دانشگاهی در جهت ایجاد مدیریت مشارکتی در بهره برداری از منابع آب

· ارزیابی جامع از توانایی زیست محیطی حوضه و برنامه ریزی مجدد برای توسعه های آتی در آن با تکیه بر آمایش سرزمین·   اجرای کامل طرح های بین حوضه ای آب

· جلوگیری از آلودگی منابع آب به ویژه رودخانه زاینده رود به انواع پساب ها

· رعایت نسبی حقوق زیست محیطی رودخانه زاینده رود و تالاب بین المللی گاوخونی

ج- راهکارهای بلند مدت:

· تدوین سند مدیریت بهره برداری از آب به صورت مشارکتی و نظارت بر اجرای آن توسط شورای عالی آب حوضه(پارلمان آب)

· تلاش در جهت یکپارچه سازی اراضی کشاورزی در جهت مدیریت بهینه مصرف آب

· اجرای کامل طرح های الگوی کشت  بهینه متناسب با اقلیم و وضعیت منابع آب حوضه

· اجرای اقدامات بلند مدت مدیریت مصرف آب برای بخش های مختلف شرب، صنعت و کشاورزی

· استفاده کامل از انواع پساب‌های تصفیه شده در بخش های مختلف

· رعایت کامل حقوق زیست محیطی رودخانه و تالاب بین المللی گاوخونی

راهکارهای فوق در بیست و دومین صورت جلسه کمیته آب ذیل کمیسیون کشاورزی و صنایع تبدیلی به شماره 4676/ص92 مورخ 30/08/1392 به تصویب رسیده است.

واقعیت چیست؟

این روزها انتقاداتی نسبت به عملکرد اصفهان در حوضه منابع آب، در رسانه ها به چشم می خورد. ار آن جاکه کم آبی کارون عزیز، دغدغه همگان و از جمله مردم 

اصفهان است، لازم است به جهت روشن شدن اقعیت، مواردی در مورد وضعیت موجود و دلائل مشکلات فعلی

رودخانه کارون آورده شود. اهم موارد مطرح شده و پاسخ آن به شرح زیر می باشد:

1. انتقال آب  کارون به زاینده رود موجب کم آبی کارون شده است. کارون، در یک دهه اخیر کم آب شده است، در حالی که تونل اول کوهرنگ شصت سال و تونل دوم کوهرنگ بیست و هشت سال است به بهره برداری رسیده است. در بهترین شرایط ترسالی، کمتر از 3 درصد از منابع آب تجدید پذیر حوضه آبخیز کارون بزرگ از طرق این دو تونل به حوضه زاینده رود منتقل می گردد، 3 درصد برداشت آب نمی تواند باعث وضعیت کنونی آب کارون گردد.

استان اصفهان نیاز به آب جدید ندارد بلکه مشکل      از مدیریت غلط منابع آب استان است. در حوضه زاینده رود استان اصفهان آبی نمانده که نیازمند مدیریت باشد. ذخیره دریاچه سد زاینده رود در ابتدای ورودی آب این رودخانه به استان اصفهان در حال حاضر به یک دهم میزان نرمال رسیده است. این آب حتی پاسخگوی مصرف شرب ساکنین این حوضه هم نیست.  سرانه آب قابل تجدید سالانه به ازای هر نفر در حوضه زاینده رود در استان اصفهان به کمتر از 650 مترمکعب رسیده است که از نظر معیارهای سازمان ملل در وضعیت بحران جدی قرار دارد. این در حالی است که سرانه آب کشور حدود سه برابر و سرانه اب حوضه کارون بزرگ، 9 برابر این میزان است. 3. سطح زیر کشت محصولات کشاورزی به خصوص برنج در استان اصفهان به طور بی رویه افزایش یافته است. سطح زیر کشت آبی شهرستان های حوضه زاینده رود در استان اصفهان در ده سال اخیر از 205 هزار هکتار به 98 هزار هکتار(سال 1392) یعنی کمتر از نصف کاهش یافته است و سطح زیر کشت برنج در همین مدت از 18 هزار هکتار به کمتر از 6 هزار هکتار یعنی یک سوم رسیده است. این در حالی است که در طول ده سال منتهی به سال 1390 سطح زیر کشت انواع محصولات کشاورزی در استان خوزستان به بیش از 320 هزار هکتار افزایش یافته  و تنها در سال زراعی 91-92، سطح زیر کشت برنج این استان از حدود 50 هزار هکتار به 100 هزار هکتار رسیده است.

4.  استان اصفهان به جای انتقال آب کارون به فکر بالا بردن عملکرد کشاورزی خود باشد.

 5.آب کارون به مصرف صنعت استان اصفهان می‌رسد

 بر اساس آمارها، سالانه 150‌تا 200 میلیون مترمکعب آب رودخانه زاینده رود به مصرف صنایع مختلف می رسد که عمده آن ها عبارتند از صنایع مادر

6..مصارف آب شرب و شهری در استان اصفهان بالاست سالانه حدود 330 میلیون متر مکعب جهت مصارف شرب و بهداشت قریب به 4 میلیون نفر ساکنین حوضه در استان اصفهان می گردد. این حجم از آب مصرفی می توانست کمتر از میزان باشد اگر ظرف 15 سال گذشته بیش از 500 هزار نفر مهاجر از استان های همجوار به جمعیت استان مهاجرت نکرده بودند. همچنین بیش از 80 میلیون مترمکعب آب زاینده رود توسط مردم خارج از حوضه(یزد و کاشان) مصرف می شود.

 

 

کلام آخر

در بهمن ماه سال گذشته(1391)، دبی رودخانه کارون 800 مترمکعب در ثانیه یعنی بیشترین میزان در طول یک دهه گذشته رسید، آب به قدری بالا آمد که بسیاری از جزیره های کوچک درون رودخانه کارون را آب فراگرفته و ادامه ساخت دیوار ساحلی در دو سوی رودخانه کارون را متوقف کرد. ذخیره آب سدهای دز ، کارون 3، شهید عباسپور و گتوند به نزدیک دریچه های اضطراری رسید، در همان زمان موجودی آب سد زاینده رود به کمتر از 20 درصد حجم مخزن رسیده و بستر رودخانه زاینده رود کاملا خشک بود، در حالی که هر دو رود از یک کوهستان سرچشمه می گیرند.در پاییز امسال(1392) زمانی که معترضین به کم آبی رودخانه کارون حلقه های انسانی به دور آن تشکیل می دادند،  

موجودی آب شش سد مهم حوضه  کارون بزرگ نزدیک به 9 میلیارد متر مکعب بود، در حالی که موجودی سد زاینده رود تنها 120 میلیون متر مکعب(تنها 8 درصد حجم مخزن)بود، یعنی آب به کف مخزن رسید. مردم اصفهان با کمبود شدید فشار آب مواجه بودند و در آن حال مدارا می کردند آیا سزاوار بود در آن شرایط، تقصیر کم آبی کارون را به گردن مردم صبور اصفهان بیاندازد؟

 

 مشکل کم آبی کارون در اهواز از انتقال آب به زاینده رود نیست، بلکه از دریچه های بسته سدهاست.

 

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
  • شما می توانید بحث را در رابطه با این مطلب، همراه با ارائه پاسخ، پیشنهاد، انتقاد و یا تکمیل آن ادامه دهید.
انتخاب دسترسی:فرد

  • نظرات
نام و نام خانوادگی:
نظرشما:ارسال