عنوان: قصه پر غصه زاینده رود دوشنبه 4 اسفند 1393
بحران در حوضه زاینده رود
کشور ما ایران از نظر تقسیمات حوضه های آبی به 8 منطقه و 38 حوضه آبی تقسیم می شود. حوضه آبی زاینده رود در بخش میانی فلات مرکزی ایران و در منطقه 6 قرار گرفته است و قلمرو وسیعی به مساحت 41347 کیلوتر مربع را در حد فاصل زاگرس و کویر مرکزی ایران به خود اختصاص داده است که شامل 7 زیر حوضه و 20 واحد هیدرولوژیک یا زیر حوضه می باشد.
9% این حوضه در چهارمحال و 1/90% آن در اصفهان و کمتر از 1% آن در فارس و یزد قرار دارد.مهمترین جریان سطحی این حوضه، رودخانه زاینده رود به طول حدود 405 کیلومتر می باشد که از دامنه های شرق زاگرس سرچشمه گرفته و پس از زهکش کردن حوضه آبخیز به تالاب گاوخونی وارد می شود.
از آنجا که آب مهمترین و اصلی ترین عامل توسعه می باشد به ویژه در شرایط فعلی جهان که مشکلاتی از قبیل کاهش حاصلخیزی خاک، افزایش فرسایش و رسوب و از بین رفتن پوشش گیاهی و افزایش آلودگی های شیمیایی و شور شدن تدریجی اراضی و ... در حال
گسترش است، حوضه های آبخیز مهمترین نقش را در توسعه و مدیریت بخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک ایفا می کنند و در بسیاری از کشورهای جهان واحد برنامه ریزی، واحدهای هیدرولوژیک است.
بنابراین لازم است مدیریت یکپارچه این حوضه ها در الویت اول برنامه های ملی قرار گیرد.
در حال حاضر مدیریت چندگانه تولید و توزیع آب حوضه های آبخیز از جمله حوضه آبخیز زاینده رود از مشکلات اساسی کشور است که تأثیر منفی خود را نشان داده و ادامه آن به بحرانی اقتصادی-اجتماعی و سیاسی منجر خواهد شد.
چنانچه بعد از سال 1384 و به دنبال استانی شدن مدیریت آب و جدا شدن سازمان آب چهارمحال و بختیاری از اصفهان و سرمایه گذاری این سازمان برای انحراف آب و ایجاد مصارف جدید در استان مذکور، مدیریت بر توزیع آب در حوضه زاینده رود با مشکلات جدیدی روبرو شده است و علاوه بر معضلات قبلی مانند نحوه استفاده آب در کشاورزی بیشترین نوع کشت و گیاه، بارگذاری اضافه بر سازمان در صنایع، هدر رفتن آب در شبکه های آبرسانی، عدم مصرف بهینه مردم از آب، افزایش جمعیت و .... مشکلات جدید و بسیار عمیق تری را ایجاد کرده است .
از آن جمله خشک شدن پی در پی زاینده رود از سال 1387 و نابودی عنقریب یک بخش بسیار مهم پایداری.حوضه آبخیز یعنی تالاب گاوخونی، افت شدید آب های زیرزمینی و به هم خوردن اکوسیستم حوضه، لذا وقت آن رسیده که مسئولین سیاست گذار و برنامه ریز و اجرایی کشور تصمیمات عاجلانه گرفته و اقدامات قاطع برای رفع این مشکلات بردارند.
با توجه به اینکه میزان سرانه آب در استان چهارمحال و بختیاری با در نظر گرفتن وجود هفت رودخانه آبی(بهشت آباد-کوهرنگ-ونک-کارون-بازفت-زاینده رود) حدود 16 برابر سرانه آب رودخانه در حوضه زاینده رود می باشد آیا عادلانه است از دره زاینده رود به استانی که سرانه آب آن بسیار مطلوب است آب با مصرف انرژی زیاد پمپاژ شود. برداشت بی رویه آب هم قبل از رسیدن به سد صورت می گیرد و هم بعد از سد، به علت اینکه روخانه زاینده رود بعد از سد مجدداً وارد استان چهارمحال شده و بعد از طی پنجاه کیلومتر در قسمت بن و سامان دوباره به استان اصفهان وارد می گردد. در همین مسیر پنجاه کیلومتری توسط استان چهارمحال برداشت زیادی توسط پمپاژ و چاه های حریمی صورت می گیرد. درحالیکه کاربری زمین در جای شیب دار مناسب مرتع است و پوشش گیاهی آن از اهمیت زیادی برخوردار است و دامداری از کارهای با بهره وری بالا در آنجاست و برای کشاورزی مناسب نیست.درواقع حوضه زاینده رود به بهانه استانی شدن، آب بر روی مناطقی که توجیه اقتصادی و بهره وری بالا داشته قطع شده است و در مناطقی که بهره وری حداقلی دارد اختصاص یافته و بهره وری و اقتصادی، قربانی تفکرات محلی و منطقه ای شده است. تداوم این وضع اشتغال چندانی در بالادست ایجاد نمی کند و حداقل 10 برابر آن در پایین دست بیکار می شوند که چالش بسیار بزرگی برای اقتصاد ملی خواهد بود.زیرا بسیاری از صنایع داخل اصفهان طرح های ملی هستند و کارگران آن ها از استان های دیگر به ویژه از چهار محال و بختیاری می باشند و منافع این صنایع هایی .است در حالیکه آلودگی و تخریب های زیست محیطی آن ها منحصر به اصفهان است و این همه، در زمانی صورت می گیرد که بخشی از
آب های استان اصفهان به ویژه در سمیرم مانند ماربر به چهارمحال می ریزد و از سرشاخه زاینده رود آب به استان های کرمان و یزد انتقال می یابد.
از لحاظ اجتماعی در حال حاضر جمعیت 500 هزار نفری کشاورزان شرق اصفهان در اثر خشک شدن زاینده رود دچار مشکلات بی شماری شده اند در حالیکه طبق قانون توزیع عادلانه آب دارای حق آبه هستند ولی آب را کسانی برداشت کرده اند که حق آبه ندارند و این مخالف قانون، عرف و شرع است.
از لحاظ زیست محیطی، نابودی تالاب گاوخونی و از بین رفتن این اکوسیستم با تنوع زیستی فوق العاده اش ضرر غیر قابل جبران برای ایران و جهان خواهد بود.
زیرا متوسط ارزش هر هکتار تالاب بیش از 200 برابر ارزش خدماتی است که به طور متوسط از یک هکتار زمین زراعتی به دست می آید و ارزش تالاب گاوخونی به علت قرار گرفتن در اقلیم خشک و شکننده بسیار بالاتر از همتایانش در مناطق معتدل تر و مرطوب تر است و ضروری است هر چه سریعتر از ادامه این فاجعه جلوگیری به عمل آورد.
با توجه به مسائل فوق که بخشی از مشکلات عدیده به وجود آمده هستند و با توجه به اینکه هشدارهای متخصصین، کارشناسان، اساتید و سازمان های مردم نهاد از دهه هفتاد تا کنون چشم انداز وضعیت فعلی را نشان می داده و طرح های غیرعلمی، غیر ملی نتایج منفی خود را نشان داده اند.
ضروری است راه حل های کوتاه مدت اورژانسی و همچنین بلند مدت برای متوقف کردن روند تخرب به اجرا در آید.
از جمله راه حل های عاجل و فوری توقف پمپاژ و جلوگیری از چاه های حریمی و دیگر ایجاد مدیریت یکپارچه برای حوضه آبخیز می باشد.
همچنین از کارهایی که شائبه زمینه سازی اختلاف و درگیر قومی و قبیله ای دارد مانند تغییر مرز همین استان ها که متاسفانه در سال های 70 و 80 انجام گرفت و برای بار سوم از سال 88 تا هم اکنون تلاش های زیادی از طریق چهارمحال صورت گرفته باید به وضعیت قبل از سال 70 برگردد. برای جبران کمبودها با روش علمی و کارشناسانه انتقال آب بین حوضه ای از جمله اتمام تونل سوم کوهرنگ و طرح بهشت آباد در کوتاهترین زمان انجام شود، تا از ادامه ضررهای زیست محیطی، اقتصادی-اجتماعی، فرهنگی و .... بر کشور عزیزمان و یکی از مهمترین حوضه های آن جلوگیری شود.